«... قراره تو یک مرثیه بخونی... اینجا اونجاییست که من باید وارد می‌شدم. حرفا رو بغلِ هم چیدی، حروف بغل هم چیده شد؛ از دلِ این قراره که مرثیه دیده بشه... و اگه مرثیه بشه مثلاً یه رجز بی‌خودی، یه چیز بی‌پشتوانه، باختی...»

 

ابراهیم حاتمی‌کیا ـ در مصاحبه در مورد سکانس سقوط هلی‌کوپتر در فیلم چ

لینک ویدئو: آپارات (20 ثانیۀ اولش، همین جملاته...)

 

‌پ.ن.1: فیلم رو اگر دیده باشید، مهم‌ترین سکانسش همین سکانس سقوط هلی‌کوپتره. بیش از یک ماه، برای همین 5 دقیقه کار کردند. جزئیات و دردسر زیادی داشت...

پ.ن.2: لینک ویدئو رو حتماً ببینید و حرف‌های حاتمی‌کیا رو، وقتی این جمله‌ها رو می‌گه از زبون خودش بشنوید. ببینید اون‌جایی که می‌گه «از دل این قراره مرثیه دیده بشه» چقدر چشماش‌و درشت می‌کنه. وقتی می‌گه «باختی» چقدر حرفش به دل می‌شینه. دلیلش هم اینه که واقعاً باور داره به حرفاش؛ و به نظرم حرف‌های درستیه. چیزی است فراموش‌شده در بسیاری جاها؛ در مجموعه‌هایی که با جزئیات زیاد و هزینه‌های زیادِ مالی و عمری طراحی شده‌اند و کار می‌کنند، ولی انگار در دلِ ماجرا هدفِ اصلی گم شده... مدرسه، دانشگاه، محیط کار، اغلبِ  زندگی ما. باختیم...

ای دیده اگر کور نه‌ای، گور ببین                    این عالمِ پرفتنه و پرشور ببین

شاهان و سران و سروران زیر گِل‌اند                    روهای چو مَه، در دهنِ مور ببین

 

إِنَّ الدُّنْیَا خَدَّاعَةٌ صَرَّاعَةٌ مَكَّارَةٌ غَرَّارَةٌ سَحَّارَةٌ...