آن سال‌ها با من از یار گفته بودند

و اینک می‌دیدند که تنها و عریان در باد ایستاده‌ام

من از گمنامی در باد می‌مردم

نام و نشانم را از همسایه‌ها پرسیدم

گفتند: «سال‌ها پیش مُرد...»

گفتم: «من هستم! مرا صدا زنید!»

گفتند: «بگذر از این خانه. این خانه در محاصره‌ی باد است...»


احمدرضا احمدی