موج نو
آن سالها با من از یار گفته بودند
و اینک میدیدند که تنها و عریان در باد ایستادهام
من از گمنامی در باد میمردم
نام و نشانم را از همسایهها پرسیدم
گفتند: «سالها پیش مُرد...»
گفتم: «من هستم! مرا صدا زنید!»
گفتند: «بگذر از این خانه. این خانه در محاصرهی باد است...»
احمدرضا احمدی
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ ساعت توسط پوریا دیارکجوری
|