ماجرای علمی ما
رقابت علمی، از آن دست مفاهیمی ست که در این زمانه، شبیه یک سراب، شده است نیروی محرکه کار علمی کردن، خیلی وقت ها
.اشکال اینجاست که وقتی انگیزه انجام یک کار علمی ِ یکی می شود رقابت با یکی دیگر، یعنی انگیزه و موتور محرک او روی یک چیز غلطی سوار شده. ما باید دلیل کار انجام دادنمون، یک حقیقت درست و دیگری باشد، نه یک چیزی از جنس رقابت. آدم ها رو با همدیگر نباید سنجید. آدم ها رو باید با یک حقیقت دیگری سنجید. نه تنها آدم ها، شرکت ها و دانشگاه ها و ملت ها رو هم
.الان پیشرفت علمی، دست کم خیلی وقت ها، بر پایه ی جلو زدن از دیگران است. این رو از دید فردی (رقابت بین آدم ها) یا گروهی (رقابت بین شرکت ها، ملت ها، تیم ها) می شود بررسی کرد
.یک آدم ممکن است درس بخواند برای اول شدن. یک بنده خدایی بود در دانشکده ما، درسش کم و بیش خوب بود. یادم هست که شنیده بودم یک بار گفته بود: من از بچه گی هر جا بودم عادت داشتم اول باشم، و یه چیزی تو این مایه ها گفته بود که الان که اول نیستم یعنی ناراحتم. خب شما نگاه کن انگیزه این آدم را. نگاه کن موتور محرک درس خواندنش را. (۱
)یا مثلاً شرکت ها وکارخانه ها... نگاهی به کاربردهای پیش رفت علم بیندازیم(۲). مثلاً صنعت خودرو سازی. به نظر می رسد الان رقابت برای فروش بیشتر بین شرکت های خودروسازی باعث می شود که مرسدس، یک بنزی بسازد فلان و بهمان، و تازه این رقابت سر این است که ماشینش مثلاً سرعت یا صفر تا صد بیشتری داشته باشد یا رفاه و امکانات بیشتری رو برای سرنشینان فراهم کند. این خودش قابل بحث و بررسی است که اصلاً کی گفته این ملاک ها برای رقابت درست اند؟ که بماند بعداً هروقت بیشتر فکر کردیم. این هم خودش قابل بررسی ست البته که کی گفته اصلاً کار اصلی علم (در اینجا تکنولوژی) این است که الان هست؟ بگذریم
....یا در حد و حدود یک ملت. مثلاً همین انرژی هسته ای و این پیشرفت ها... انگار کاربرد علم وصل شده با غرور ملی ما. من فکر می کنم این یک نقطه ضعف حساب می شود که مثلاً یک ماهواره برای ما می شود ماهواره ملی. اون کسی که اسم ملی رو برای چنین چیزی می پسنده، خب البته به دنبال این است که با این کار غرور بخرد برای خودش و لابد ملت ش. ولی این می تواند (بخوانید: باید) خیلی عادی جلوه کند. کدام حالت به نظر شما یک کشور را قویتر نشان می دهد؟ این که همه ملت طی یک فرایند ملی جمع شده اند یک ماهواره ساخته اند، یا یک شرکت -خصوصی یا دولتی، هرچی- یک ماهواره ساخته؟ من راستش رو بخواید کنار هر کدام از این چیزهای در بوق و کرنا کرده، لغت «ملی» میاد، برعکس، احساس ضعف بهم دست می دهد و آهی می کشم از نهاد، آه کشیدنی
.یا مثلاً شوروی و امریکا سر موضوعات فضایی خیلی با هم رقابت داشتند. شوروی اولین فضانورد رو به فضا فرستاد ولی آخر سر امریکا ماه رو فتح کرد و یک جوری برنده شد تو این گیر و دار تسخیر فضا. ما اگر اون موقع امریکا بودیم، می دیدیم غروری رو که به ملت امریکا تزریق کردند بابت همین پیروزی، مثلاً اونجا که کندی سخنرانی می کرد
:"...we choose to go to the moon not becuase it is easy, but be cause it's hard..."
کیه که نداند امریکا سر همین «رقابت»، پیروز شد بر رقیب دیرینه ش. شاید یکی بگوید اگر رقابت این دو قدرت نبود، شاید بشر تا سال ها بعد پایش رو روی ماه نمی گذاشت... و طبیعتاًجواب من این خواهد بود: خب نمی گذاشت
.و اینجاست که من باید بگویم فکر می کنم که صبر نقش کلیدی رو در پیشرفت علم بازی می کند. یعنی شما اگر می خواهی علم بیشتر و بهتر پیشرفت کنه باید اتفاقاً صبر به خرج بدی. این صبر کمترین خاصیتی که دارد این است که مانع از پدیده ی رقابت می شود. یعنی جایی که صبر هست رقابت به معنای نادرستش، نیست، و وقتی رقابت نباشد در یک محیط علمی، اونجاست که علم پله های ترقی رو دوتا یک طی می کند. دلیلش هم این است که در فرایند رقابت، جوانه های زیادی که دارند گوشه و کنار زده می شوند، تحت تاثیر رقابت می خشکند. ولی اگر صبر باشد، بعد از یک مدت، این همه جوانه با هم رشد می کنند و یک درخت تناور و گشن شکل می گیرد(۳
)کسی چه می دانه، شاید اگر همین امریکایی ها نه سر کل کل با روس که بابتش ماه رفتند و سفینه ساختند، بلکه سر یک چیز درستی -غیر از این رقابت- داعیه علم داشتند و دغدغه پیشرفت علمی، شاید الان آپولوها هوا کرده بودند و آدم ها فرستاده بودند ماه و پایگاه ها ساخته بودند در این یار تنهای زمین و خلاصه خیلی جلوتر از اینی که الان هستند بودند
.بنابراین، گذاشتن بنیان پیشرفت علمی روی یک چیز خراب، از پایه اشکال دارد و من مطمئنم این پایه یک روز جای خودش رو به یک چیز دیگری می دهد. یک حقیقتی که نه روی جلو زدن از دیگری، و خود را (نیز: یک ملتی را) جلوتر و بهتر نشان دادن، یا بیشتر چیز تولید کردن و فروختن، که روی چیز درست سوار است و البته آن چیز را هنوز دقیقاً نمی دانم چیست. (۴
)و اگر این طور بشود و صبر بشود «کلید واژه پیشرفت علمی»، آن وقت انواع و اقسام ماهواره های پیشرفته و کشتی ها و زیردریایی های عجیب و غریب و انواع هواپیماهای زیادی پیشرفته و ناوها و بهترین دانشگاه ها و قویترین کارخانه ها و انواع سفینه ها و فتح ماه و خلاصه هرچه پدیده علمی می بینید در این کره خاکی و ایضاً هرچه نمی بیند، خاصه به بهترین شکل، همه گی می شوند تازه گوشه ای از ماجرای علمی ما... علم و علم آموزی هم که خودش البته گوشه ای از زندگی رو تشکیل می ده و تازه اصل هم که چیز دیگری ست
...پی نوشت: با اینکه این نوشته چند روزی وقت گرفت، ولی نمی دانم چرا حس می کنم مثل کاشی های از هم جدا شده، حق مطلب رو ادا نکرد
.
(
(۲): این که اصلاً پیشرفت علمی به لحاظ کمی یعنی چه، خودش جای صحبت دارد.
(۳): صبر خاصیت های دیگری هم دارد. مثلاً صبر کشنده منیت ها ست. شما این رو در جاهای مختلف می توانید ببینید. مثلاً یک وقتی که می خواهید یک جایی، در یک جمعی مثلاً، خودتان را مطرح کنید، صبر کنید و این کار را نکنید، خواهید دید که تمایل شما برای این کار کم می شود یا از بین می رود.
(
۴): البته راست راست ش را بخواهید یک چیزهایی به این ذهن وامونده می رسه ها ... ولی بی خیال حالا.