پای توپ گر
یوم گذشته که در سرسرای کاخ با فراغ بال نشسته بودیم و به رتق و فتق امور یومیه می پرداختیم. ناغافل از بیرون عمارت صدای غوغا و سرنا آمد. برآشفتیم. گمان کردیم باز رعیت سر به شورش آورده اند. یا باز هم مانند سال قبل دارو دسته بابای شعبان جعفری ملقب به بی مخ سرو صدا راه انداخته اند که سهم آب زمینهای ما کم است. فی الفورت امور را از وزیر کبیر و یارغار و رفیق شفیقمان امیرمعین دَهری جویا شدیم. خبر آورد که پیرو برتری "پای توپ گران" سرخپوش بر دیگر پای توپ گران، هواداران آنها خیابان های بلاد را از جمله خیابان منتهی به عمارت ما را در می نوردند و شادی می کنند. و بوق و دهل می نوازند و با اتل(otol) هایشان بالا و پایین می ورند کَانّهُ خیابان جردن را گز می کنند. ما هم از آنجا که شادی مان به شادی عوام و غم مان به غم آنها گره خورده است، بسی خرسند گشتیم. از دیگر سو هرچه که باشد این بازی از چوگان که مفرح تر و شاد تر است.
فلذا دستور دادیم با آب طلا بنویسند و در جای جای این بلاد نصب کنند که :
" سلامتی همه پرسپولیسیا .... شیره ه ه ه ه ... افشین امپراطور .... ش...ش...ش ش...ش...."
